27 ژوئیه ۲۰۲۶ - محققان در یک مطالعۀ جدید دریافتند که اختلالات روانی با کاهش نرخ پایش صحیح دیابت و کاهش استفاده از درمان‌های آگونیست گیرنده  GLP-1مرتبط است. این شکاف‌های مراقبتی ممکن است نقش مهمی در افزایش مرگ‌ومیر مشاهده شده در افراد مبتلا به اختلالات روانی ایفا کنند و بر اهمیت رسیدگی به نابرابری‌های مراقبت‌های بهداشتی در این جمعیت آسیب‌پذیر تأکید ورزند.

در یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز جامع که در مجله The Lancet Psychiatry منتشر شده است، الیاس واگنر از واحد روان‌پزشکی و روان‌درمانی مبتنی بر شواهد در دانشکده پزشکی دانشگاه آوگسبورگ آلمان، به همراه همکارانش، بررسی کردند که آیا افرادی که همزمان با دیابت و اختلالات روانی زندگی می‌کنند، همان استاندارد مراقبت از دیابت را دریافت می‌کنند که افراد فاقد بیماری های سلامت روان دریافت می‌کنند یا خیر. این تحلیل، نابرابری‌های مداوم و گسترده در مدیریت دیابت را در میان تشخیص‌های مختلف سلامت روان و محیط‌های مراقبتی برجسته نمود.

محققان داده‌های ۴۹ مطالعه مشاهده‌ای (شامل ۴۲ مطالعه کوهورت و ۷ مطالعه مورد-شاهدی) را تحلیل کردند که بیش از ۵.۵ میلیون فرد مبتلا به دیابت را در بر می‌گرفت. از این میان، بیش از ۸۳۸,۰۰۰ نفر (حدود ۱۵٪) دارای تشخیص اختلال روانی بودند که عمدتاً بر اساس معیارهای ICD-9 یا ICD-10 شناسایی شده بودند. جمعیت مورد مطالعه شامل آسیا، اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا بود و اکثر مطالعات وارد شده با استفاده از مقیاس نیوکاسل-اوتاوا، دارای کیفیت بالا ارزیابی شدند.

پیامد اصلی مورد سنجش، یک شاخص ترکیبی از «کیفیت مراقبت از دیابت» بود که نشان می‌داد آیا بیماران هر یک از اقدامات پایش یا درمان توصیه‌شده را دریافت کرده‌اند یا خیر. این اقدامات شامل ارزیابی‌های روتین مانند آزمایش HbA1c، اندازه‌گیری فشار خون، ارزیابی‌های کلیوی و لیپیدی، غربالگری شبکیه، معاینه پا و ثبت شاخص توده بدنی (BMI) و وضعیت سیگار کشیدن بود. پیامدهای ثانویه بر شاخص‌های پایش فردی و درمان‌های خاص دیابت تمرکز داشتند.

یافته‌های کلیدی به شرح زیر است:

·  افراد مبتلا به هر نوع اختلال روانی، در مقایسه با افراد فاقد بیماری های سلامت روان، به طور قابل‌توجهی کمتر احتمال داشت که پایش‌های توصیه‌شده دیابت را دریافت کنند.

·  کاهش پایش در چندین اقدام ضروری از جمله آزمایش HbA1c، معاینات شبکیه، ارزیابی‌های لیپید و کلسترول، بررسی‌های کلیوی و نظارت بر سلامت پا، مشاهده شد.

·  این الگوها نشان‌دهنده شکاف‌های مداوم در پیگیری‌های روتین دیابت در میان افراد مبتلا به اختلالات روانی است.

·  از نظر درمانی، احتمال تجویز «انسولین» برای افراد مبتلا به اختلالات روانی بیشتر بود.

·  در مقابل، این افراد به وضوح کمتر احتمال داشت که درمان‌های جدیدتر دیابت، مانند آگونیست‌های گیرنده  GLP-1را دریافت کنند.

·  استفاده کمتر از آگونیست‌های  GLP-1به موانع احتمالی در دسترسی به درمان‌های نوآورانه که مزایای متابولیک و قلبی-عروقی اضافی دارند، اشاره دارد.

·  نابرابری در مراقبت از دیابت در طیف وسیعی از اختلالات روانی از جمله افسردگی، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، اختلالات مصرف مواد، اختلالات اضطرابی و زوال عقل مشاهده شد.

·  تفاوت در کیفیت مراقبت در مردان نسبت به زنان برجسته‌تر بود که نشان‌دهنده نابرابری‌های چندلایه در میان جمعیت‌های آسیب‌پذیر است.

به گفتۀ نویسندگان، این شکاف‌ها در پایش و درمان دیابت می‌تواند در افزایش مرگ‌ومیر قلبی-متابولیک (که در افراد مبتلا به اختلالات روانی به خوبی مستند شده) نقش داشته باشد. محققان بر نیاز به ادغام بهتر بین خدمات سلامت روان، مراقبت‌های اولیه و سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی پیشگیرانه برای تضمین مدیریت عادلانه دیابت تأکید کردند.

محققان نتیجه گیری نمودند که بهبود دسترسی به پایش روتین دیابت و درمان‌های مدرن برای افراد مبتلا به اختلالات روانی می‌تواند به کاهش عوارض و مرگ‌ومیر قابل پیشگیری کمک کند. آن‌ها همچنین خواستار انجام کارآزمایی‌های بزرگ و با طراحی دقیق برای ارزیابی مدل‌های مراقبتی هدفمند و استراتژی‌های بهبود کیفیت با هدف رفع این شکاف حیاتی در مراقبت‌های بهداشتی شدند.

منبع:

https://medicaldialogues.in/psychiatry/news/mental-disorders-linked-to-inappropriate-diabetes-monitoring-and-glp-1-therapy-the-lancet-174853